![]() |
![]() |
|
| درباره سينما |
|
سینمای ایران بازهم پدیده!جشنواره فجر را تجربه می کند. جالب است که هنوز هم دست اندرکاران خوب بلدند با جنجال آفرینی ، هیاهو و اشتیاق ایجاد کنند.واقعا چه کاری بهتر از این جرح وتعدیلها می توانست جشنواره را به تیتر یک روزنامه ها ببرد؟ امسال کدام فیلمساز طراز اول سینمای ما در جشنواره فیلم دارد؟ واقعا برخورد با فیلمهای "سامان مقدم" و "پریسا بخت آور" اینهمه سر و صدا دارد؟واقعا جای تعجب دارد که با اینهمه نامهایی که امسال نیستند و عنوان بین المللی که بی هیچ اعتراضی از جشنواره جدا شد ، سر اصلاحات و تعدیل فیلمهای ندیده کارگردانان متوسط ما جنجال می شود.صف پیش فروش بلیطها مانند اتوبوسها ، تفکیک جنسیتی می شود و بازهم باید کیلویی پیش خرید کرد.قشنگ ترین و البته کم اهمیت ترین کار جشنواره امسال پخش زنده مراسم افتتاحیه و اختتمایه آن از طریق اینترنت و البته آنهم برای دارندگان اینترنت پرسرعت است و البته جای تقدیر و تعجب!دارد.چه اصراری به اینهمه زحمت اندازی مسوولین سینمایی است؟ جشنواره سبک شده فیلم فجر نباشد خیلی بهتر است.متاسفانه این مطلب را منی می نویسم که هنوز هم قلبم برای سینمای کشورم می تپد . از طرفی هم خیلی خوشحالم برای دوست سابقم احمد شاهوند در سایت با محتوایش سینت که در این سالها با سایتش نشان داد که از بین همه دوستانش ُ فقط "سینما" را برای خود نگه داشته است! خداحافظ جشنواره فجر! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 10:58 توسط سيد جواد صفوي |
|
|
جبلی و طهماسب زوج تصویری دوست داشتنی هستند که شاید برای همه بچه های دیروز و پریروز نوستالژی خنده های شاد و بی غل وغش کودکانه را زنده کنند. هرچند چهره های امروز این دو نشان می دهد که واقعا زمان زیادی از آن دوران طلایی گذشته و بچه ها بزرگ شده اند. به نظرم حضور این دو به این دلیل هنوز جذاب است که این دو را خوب می شناسیم و دوست داریم و امیدواریم که بتوانند با فیلمهایشان و طنز کلامی و تصویری منحصر به فردشان اندکی از طعم سرخوشانه آن خنده ها را به ما بچه های دیروز برگردانند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 16:54 توسط سيد جواد صفوي |
|
|
ديشب بعد از شايد سالهاي سال ، شايد براي اولين بار بعد از انقلاب ، مسعود كيميايي به تلويزيون آمد و بينندگان "عزيز تر از جان! " برنامه متفاوت و زيباي " دو قدم مانده به صبح" كه آخر شبها با اجراي محمد صالح علا روي آنتن شبكه چهار سيما مي رود ، توانستند تا پاي گفتگوي زنده و مفصل فريدون جيراني و جواد طوسي با مسعود كيميايي بنشينند. مسعود كيميايي ، اين غريزي ترين كارگردان مولف سينما قبل و پس از انقلاب كه از 24 سالگي وارد سينماي حرفه اي كشور شده و در 1348 و در حدود 25 سالگي "قيصر" را ساخته و پس از آن و تا همين امسال فيلمساز بدون توقف و بحث برانگيز سينماي ايران باقي مانده ، قرار بود در اين گفتگو ضمن آسيبشناسي سينماي ايران و مخاطب، و اين كه يك فيلم موفق چه تاثيري بر ذهن مخاطب داشته باشد و فيلمسازان ما چقدر اين نكته را از بعد روانشناسانه و جامعهشناسانه رعايت ميكنند، به مقايسه سينماي خود در قبل و بعد از انقلاب هم بپردازد.اما روند گفتگويي كه فريدون جيراني با مسعود شروع كرد و شرحهايي كه جواد طوسي به پاسخهاي مسعود داد، روند گفتگو را به ناگاه به سمتي تغيير داد كه كيميايي در پاسخ جيراني كه درباره چگونگي حضور جوانهايي مانند آن جانباز در "ضيافت" ، اشاره به سالها بي توجهي "دولت و مديران" به سينمايش و ناديده گرفتن او و فيلمهايش داشته باشد .
در ادامه هم كيميايي كه معلوم بود هنوز از اتفاقهايي مانند توقيف "خط قرمز" و روند اتفاقهايي كه برايش بعد از آن طي بيش از يك دهه در سينماي ايران افتاد ناراحت است ، به اين نكته اشاره كرد كه تنها همين "ضيافت " بوده كه كمي تحويل گرفته شده و پس از آن هم او سياست "هدايت و حمايت" را برنتافته و اين شده كه به سمت فيلمهاي كم هزينه و كوچك خود روي آورده است. با تمام تلاشي طوسي و جيراني در تلطيف ماجرا و نيز اشاره تلويحي به بي مهري به كيميايي پس از انقلاب داشتند ، كيميايي بالاخره پس از سالها آنهم از طريق تلويزيون توانست حرف انگار فروخورده خود را بزند و گفتگوي برنامه انقدر جذاب بود كه تقريبا خيلي از حرفها و سوالها پرسيده نشد و اي كاش كه چنين گفتگوهاي صريح و ارزشمندي با ديگر فيلمسازان ارزشمند و بحث برانگيز سينماي كشورمان نيز انجام شود. از حق نگذريم. بجز يك قسمت از برنامه "مشاهير سينما" كه آنهم محصول شبكه چهار تلويزيون فرانسه بود و درباره و با حضور "عباس كيارستمي" بود كه 10 سال پيش پخش شد و يا يك قسمت از برنامه "حرفه اي ها " با مجري گري احمد نجفي كه به گفتگو با "داريوش مهرجويي" پرداخته بود ، در همه اين سالها و با پخش اينهمه برنامه درباره فيلمهاو كارگردانهاي آمريكايي از همه شبكه هاي سيما، آيا گفتگو با فيلمسازان ارزشمند خودمان تا به حال دستمايه برنامه ها "فرهيخته و فرهنگي" سيما شده است؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 15:46 توسط سيد جواد صفوي |
|
|
حتما از جيم شريدان كارگردان ايرلندي "پاي چپ من" را ديده ايد. به تازگي "در آمريكا" ساخته سال ۲۰۰۲ او را ديدم. كاري بي نهايت قوي و در عين حال لطيف و تاثير گذار با بازي سامانتا مورتون و پدي كانسيدين. اين فيلم ۳ نامزدي اسكار را يدك مي كشد اما نه بعنوان يك فيلم هاليودي ، بلكه فيلمي مستقل و با حال و هواي شخصي خود را در ذهن تماشاگر ثبت مي كند. داستان فيلم روايت ورود يك خانواده ۴ نفره ايرلندي از كانادا به آمريكا و سكونت آنها در منهتن است.
دو دختر ۵ و۹ ساله پدري در سوداي بازيگر شدن و مادري جوان كه به جاي معلمي مجبور است در يك بستني فروشي كار كند ، همه شور و هيجان اين خانواده كوچكند. بخشهاي خاصي از روايت لحظه هاي مهم احساسي فيلم از ديد دوربين فيلمبرداري خانگي دختر بزرگتر خانواده است كه به گونه اي بار عاطفي خانواده را پس از مرگ ناگهاني پسر كوچك خانواده در پي يك حادثه به عهده گرفته است. فيلم با دنيا آمدن فرزند ديگري و در پي آن پذيرش قلبي مرگ فرزند درگذشته توسط پدر خانواده به پايان مي رسد. داستان فيلم آنقدر روان روايت مي شود كه بازي زيباي دو دختر خانواده و منهتن رويايي را از نزديك لمس مي كنيم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 13:28 توسط سيد جواد صفوي |
|
|
بعد از اتفاقاتي كه در پرشين بلاگ افتاد و خروج ديزالو گونه ام از سايتي كه در آن مي نوشتم (آخرين نوشته ام در سايت سينت مگ مربوط به بيش از يك سال پيش است ) ، تصميم گرفتم وبلاگ "نفس عميق" را دوباره و در بلاگفا احيا كنم.حالا اندكي از دردسرهاي گذشته ام كم شده و شايد راحت تر بتوانم درباره سينما بنويسم. البته نمي دانم اينجا مخاطبي خواهم داشت يا نه...اما من به هر حال خواهم نوشت.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 9:25 توسط سيد جواد صفوي |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
یادداشتهای
سیدجوادصفوی درباره سینما کارشناس ارشد زمین شناسی نفت |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
IMDB مجله الكترونيكي سينت سينماي ما ايران اكتور روزنامه اعتماد |
|
RSS
|